برای دانشگاه پیام نور شادگان

نشریه آزاد دانشجویی دی----------بانک نمونه سوالات پیام نور

آزمايشگاه به چه درد ميخورد؟!

آزمايشگاه به چه درد ميخورد؟! يا نمره ی

۲۰ کلاسو نمی خوام!!!

مسئله‌ ای كه چند وقتیست فكر مرا به خود مشغول كرده و برايم سوال شده،معنا و مفهوم واژه ايست بنام آزمايشگاه. شايد پيش خودتون فكر کنيد که من يه چيزيم شده و ‌‌خلم كه همچين چيزی مشغوليات فكرم شده.اما بايد بگم بنده هم می دانم که آزمايشگاه در لغت يعنی محل آزمايش و اينکه يک آزمايشگاه محترم بايد وسايل و امکانات آزمايش را داشته باشد و يک آزمايشاتی هم تعريف شود و يک کسانی هم باشند که آن آزمايشات را در آزمايشگاه با وسايل محترم آزمايش انجام دهند و وقتی همهء اينها جور باشند،خوب ظاهرا ديگر مشکلی باقی نمی ماند و استفهامی که در ذهن من شكل گرفته بی معنی می شود.اما اين وسط يک مورد مهم جايش تهیست و آن حضور يک استاد يا مربی يا متصدی است که آشنا به آزمايش و آزمايشگاه باشد.و وقتی يک همچين شخصی نباشد يا باشد و ضعيف عمل کند نتيجه اش می شود ايجاد استفهامی اين چنين کبير در ذهن دانشجويانی چون من،که حالا مثلا درسی بنام آزمايشگاه کامپيوتر به چه دردی می خورد؟و دانشجو بايد در آزمايشگاه كامپيوتر چه چيزی بياموزد يا چه كاری انجام دهد و چه تجربه ای به تجربياتش اضافه گردد.و ما در دانشگاه پيام نور شادگان،اول ترم که در کلاس آزمايشگاه(تازه افتتاح شدهء)کامپيوتر حضور يافتيم،استاد محترم فرمودند که می خواهيم در اين کلاس،ICDL يادتان بدهيم و در همين راستا يک کتاب هم بهتان معرفی می کنيم و ايشان همان جلسهء اول تاريخ امتحان ميان ترم اين درس را نيز تعيين نمودند و اينها با اينکه برای من راضی کننده نبود اما قانع کننده و معقول بود.

اما از آنجايی که شاهنامه آخرش خوش است،تا آخر ترم ده درصد آن کارها هم انجام نشد و از ۹ جلسه ای كه برای آزمايشگاه کامپيوتر در نظر گرفته شده بود به زور ۵ جلسه اش برگزار شد و جلسات كه قرار بود چهار ساعته باشد به زير دو ساعت تقليل يافت.و در آن پنج جلسهء سر و ته زده،يک جلسه اش را علاف بوديم و به کامپيوترها  ور  رفتيم و چند نرم‌افزار نصب نموديم و سه جلسه اش را پاورپوينت كار کرديم و يک جلسه اش را به امر خطير ويندوز نصب کردن پرداختيم! و اين آخری واقعا کار سختی بود و استاد محترم مرتبا تاکيد داشت که همه اين کار را ياد بگيرند.

خلاصه تا آخر ترم نه جلسات کاملط برگزار شد و نه کتابی معرفی شد و نه امتحانی گرفته شد و نه ما چيز چندان جديد و بدرد بخوری ياد گرفتيم و دلخوشی مان اين بود که لااقل از اينترنت سيستم ها استفاده می كنيم كه در همان جلسه اول اينترنت محترم نيز منقطع گرديد.

اما استاد گرامی قول دادند که به مناسبت روز دانشجو به همهء دانشجويان نمرهء بيست اين درس را بدهند،که بدينسان شور و شعفی عظيم اکثر دانشجويان را فراگرفت و وقتی اينجانب مبهوتانه پرسيدم که آزمايشگاه کامپيوتر در کل به چه درد می خورد؟ ايشان فرمودند؛که به درد بالا بردن معدل می خورد!

و من فهمیدم که اکثر اين مسائل فرماليتس(formality) و چيزی که مهم است،نمره برای دانشجو و پول برای استاد است. و دل اينجانب از اين جهت می سوزد که بيشترين پول به ازای هر واحد را برای اين درس داديم و در عوض بالاترين نمره و پايين ترين معلومات عايدمان شد.

+ نوشته شده در  سه شنبه 22 دی1388ساعت   توسط ب.م.م  |